ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

بدون عنوان

1390/11/16 18:44
نویسنده : مامان ایلیا.
225 بازدید
اشتراک گذاری

ایلیاپسر گلم توی بغل مامانی نشسته و داره به عکسای خوشکلش نگاه میکنه.الان هم که دارم می نویسم دارم حرفها رو بلند می خونم وایلیا  هم تکرار می کنه.اما الان دیگه خسته شد و می خواد با کیبرد بازی کنه. دیشب هم اگه بگم بیست بار بیدار شد دروغ نگفتم.شب به خودم امیدواری می دادم که اشکال نداره صبح راحت می خوابه و من هم می تونم بخوابم اما ساعت 6:30که بابایی می خواست بره سر کار بیدار شد و تا ساعت 8 بیدار بود.من که گریه ام گرفته بود.تازگی یاد گرفته همه اش گریه های الکی می کنه و اگه حواسمون بهش نباشه لبهاش رو آویز می کنه و گریه می کنه.مخصوصاواسه بابایی.آخه من و ایلیا 1 هفته رفته بودیم جهرم و ایلیا هم دلش واسه بابایی تنگ شده بود.پسرم خیلی خوشکل می رقصه و یکی از دستاش رو دراز می کنه و هم جهت با اون می چرخه.پاهاش رو هم تند تند به زمین می کوبه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آرینا موفرفری
15 بهمن 90 15:02
سلام ماشااله چه پسره نازی دارید.خدا حفظش کنه.خوشحال می شم به ما سربزنید.
ilijoon
19 اسفند 90 12:20
چقدر مظلومانه نگاه مي كني خاله فداي چشماي قشنگت


خدا نکنه خاله
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد